بز زنگوله پا (بزبز قندی) ویرایش جدید

در عرض این هفته شده هزار و صد تومن هرچند نرخ تورم هنوز یه رقمیه! گرگ دوباره زد به پیشانیش و رفت بقالی محلشون ولی هرچیزی خواست برای بچه ها بخرد آنقدر گران شده بود که نتوانست و دست از پا درازتر برگشت پشت در و کوبید به در و گفت: بچه ها! منم، منم مادرتون، با وجود کنترل قیمت ها هیچی نتونستم بخرم براتون. شنگول خندید و گفت: بچه ها! بچه ها! بدوین بیاین مامان اومده. و در را باز کرد و گرگ پرید تو و شنگول و منگول را یک لقمه ی چپ کرد، بعد از مسوولان که این فرصت را برایش فراهم کرده بودند تشکر کرد و نگاهی به اطراف انداخت و لامپ کم مصرف خانه را خاموش کرد که در مصرف منابع محدود انرژی صرفه جویی بشود و راهش را کشید و رفت.

اما بچه ها بشنوید از آن طرف که مامان بزی رفت و رفت تا برسه به صحرا و دشت ولی همه جا شده بود باغ و ویلای شخصی و جاده ی آسفالته.همینجور که دنبال یک وجب علف می گشت یک بی ام دبلیو کروکی کنارش ایستاد و پسر جوانی که راننده اش بود و باباش سالیانه از یک کارمند فلک زده کمتر مالیات می داد گفت: آبجی! میای بریم کثافتکاری؟ ننه بزی این طرف را نگاه کرد، آن طرف را نگاه کرد، وقایع کاشمر و استخر صدف و خمینی شهر را در ذهن مرور کرد و به خاطر امنیتی که وجود دارد احساس آرامش خاطر کرد، بعد یاد قیمت شیر افتاد. خلاصه چند لحظه ای چک و چانه زدند و بی ام دبلیو گرد وخاک کرد و دور شد و وقتی گرد و خاک کنار رفت مامان بزی دیگر کنار جاده نبود. شب که مامان بزی با دست پر به خانه رسید دید در بازست. اول با خودش گفت کی در را باز گذاشته؟ اینجوری که بر اثر تبادل گرمایی بیرون و داخل خونه کلی انرژی با ارزش هدر می ره بعد ترسید که نکند صاحبخانه با حکم تخلیه آمده ولی وقتی داخل شد حبه ی انگور از زیر میز بیرون پرید و ماجرا را برایش تعریف کرد.

ننه بزی که شنید بچه هایش را گرگ خورده دو دستی زد تو سرش و گفت: خاک به سرم شد! گوشت کیلویی هیجده هزار تومن رو گذاشتم دم دست گرگ! بعد ماشین حساب برداشت و وزن شنگول و منگول را حساب کرد و دوباره زد تو سر خودش. تازه یادش افتاد که دو نفر هم سهمیه ی یارانه ی نقدی اش کم می شود برای همین دوباره زد توی سرش و به حبه ی انگور گفت تو بشین سریال ستایش رو ببین که وقتی برگشتم برام تعریف کنی من هم میرم دخل گرگه رو بیارم. بعد رفت بالا پشت بام خانه ی گرگه و پا کوبید. گرگه که یک بسته سوپ آماده را با سه لیتر آب قاطی کرده بود تا شکم بچه هایش را سیر کند دید خاک از سقف ریخت تو سوپ، فریاد زد: کیه کیه! تاپ تاپ می کنه، سوپ منو پر خاک می کنه! بچه ی وسطی گفت: بابا گرگی! شعرت قافیه نداشت. گرگ چنان ناسزایی به بچه اش گفت که حتا روزنامه ی پرتیراژ صبح هم رویش نمی شود آن را تیتر درشت بکند. یکی از بچه گرگها گفت:‌بابا!‌سوپ به جهنم! بگو از جلو دیش بره کنار خیر سرمون داریم فارسی وان می بینیم ها!‌ گرگ این را که شنید رفت تو کوچه و بزی را دید. بعد با بز زنگوله پا قرار گذاشتند که عصر وسط جنگل دوئل کنند، حالا چرا همان موقع دوئل نکردند شاید می خواستند خبر بیست و سی را ببینند و بعد با خیال راحت بمیرند.

گرگه رفت پیش دندانپزشک و گفت که چون چند ساعت دیگر باید شکم یک بز را پاره کند می خواهد دندانپزشک دندان هایش را تیز کند. دندانپزشک محترم وقتی هزینه ی تیز کردن دندان را گفت دود از مخ گرگ بلند شد و گرگ گفت: ببینم مگه شما دندانپزشک ها قسم نخوردید؟ دندانپزشک فاکتور خرید جنس هایش را که با وجود پیشرفت علم و تکنولوژی و خودکفایی در تمامی زمینه ها ده دست می چرخید تا وارد کشور شود نشان گرگ داد، مالیات ارزش افزوده را حساب کرد، پول برق و آب و هفته ای یک بار تنظیم دیش ماهواره را هم به اقلام اضافه کرد. گرگ سوتی کشید و دست کرد جیب اش یک نخود درآورد و گفت: من با این نخود می خواستم شب برای بچه ها آش بپزم اون رو هم می دم به شما. دندانپزشک که لجش درآمده بود تمام دندان های گرگ را کشید و به جایش پنبه گذاشت. بز زنگوله پا هم رفت پیش استاد آهنگر و گفت که شاخ هایش را تیز کند. استاد هم هزینه ی تیز کردن شاخ را که اتحادیه داده بود ضربدر افزایش قیمت میلگرد کرد و حاصل را دو بار در ارزش افزوده ضرب کرد و کل هزینه را غیر نقدی با مامان بزی حساب کرد. وقتی از جاش بلند شد چون حسابی سرحال آمده بود شاخ های بز زنگوله پا را جوری تیز کرد که انگار شاخ خواهر مادر خودش باشد و بهش گفت: برو زن! خدا به همرات! اگه گرگ نخوردت باز هم به ما سر بزن بعد نشست پای دیس پلوی هندی و با دست شروع کرد به خوردن

خلاصه بچه ها، در دوئلی که در اعماق جنگل درگرفت مامان بزی زد و شکم آقا گرگه را پاره کرد ولی اگر فکر می کنید بعد از یک روز که از هضم شدنشان گذشته بود شنگول و منگول از آن تو پریدند بیرون باید بهتان عرض کنم که بیلاخ! از شکم گرگه فقط باد معده خارج شد. بز زنگوله پا وقتی دید چیزی توی شکم به پشت چسبیده ی گرگ بینوا نیست خواست راهش را بکشد و برود که یک دفعه یک ون کنار پایش ترمز کرد و او را به جرم زنگوله بستن به پا برای جلب توجه در انظار عمومی و به خطر انداختن سلامت جنگل سوار ون کردند و بردند و هرچی مامان بزی گفت که بز زنگوله پاست به خرج شان نرفت که نرفت. حبه ی انگور هم وقتی سریال ستایش تمام شد یک ساعتی اشک ریخت و بدبختی های خودش یادش رفت بعد هم گرفت خوابید و تا صبح خواب های خوش دید.

پایان

/ 6 نظر / 30 بازدید
شايان

سلام دوست عزيز تبريک ميگم بهت وبلاگ زيبايي داري خوشحال ميشم به من هم وقت کردي يه سري بزني و بانظرت خوشحالم کني اگه هم با تبادل لينک موافق هستي منو با اسم دانلود بلاگ لينک کن و بعد در قسمت تماس با ما در وبلاگم اسمت وبلاگ و ادرس وبلاگت رو بده تا سريع لينکت کنم موفق باشي منتظرم يادت نره[گل][گل][گل] http://downloadblog.samenblog.com/

عكس، كليپ، آهنگ، فيلم، موزيك

سلام دوست عزيز براي تبادل لينک هوشمند وخودکار با ما ابتدا لينک ما را با نام "عكس، كلیپ، آهنگ، فیلم، موزیك " لينک کنيد سپس لينکتان را از بخش پیوندها بفرستيد تا به طور خودکار لينک شويد ( اگر دوباره وارد وبلاگ ما شويد لينکتان را مشاهده ميکنيد) . موفق باشيد .

iman

تبادل لينک : يکي از روش هاي مهم براي افزايش رتبه و بالا بردن اعتبار سايت تبادل لينک بصورت متني مي باشد.تبادل لينک متني که بيش از 3 ماه تداوم داشته باشد ، اعتبار و رتبه سايت را افزايش مي دهد . مزاياي تبادل لينک : بيش از 75% از بازديد کننده هاي سايت يا وبلاگ شما از طريق جستجو در گوگل و سايت هاي نظير آن مي باشد . تبادل لينک يکي از موثرترين و ساده ترين راه ها براي افزايش رتبه ي سايت شما در گوگل و اين گونه سايتها است .در حقيقت هرچه ميزان لينک هاي شما در سايت هاي مختلف بيشتر باشد ، از درجه ي اهميت بيشتري در هنگام جستجو برخوردار مي شود و در نتيجه مي توانيد با تبادل لينک ، به راحتي در صفحه ي اول و در صدر نتايج جستجو قرار بگيريد و از بازديد کننده هاي بيشتري برخوردار شويد. با اين سيستمي كه ما براي شما عزيزان به طور رايگان فراهم آورده ايم شما براي تبادل لينك نيازي نيست به شيوه ي سنتي عمل كنيد و براي ثبت لينكتان در سايت مورد نظر چندين روز منتظر بمانيد. در اين سيستم خودكار شما پس از اينكه لينك ما را در سايت يا وبلاگ خود قرار دهيد .پس از پر كردن فرم تبادل لينك و ارسال آن سيستم در همان لحظه لينك شما را اضافه ميكند.

mojtabah

سلام، آقای احمدی‌نژاد، دلار ۱۸۰۰ تومن، تورم بالای ۴۰ درصد و بیکاری سرسام آور را کاغذی خواندند. مخالفین را فتنه حشره‌ها و حالا حتی سردار ما حسین علایی را گمراه اعلام کردند. همه اینها در حالی‌ که فامیلهای آقا هر روز به طریقی از مردم و بیت المال دزدی میکنند و امام زمان و امام خامنه‌ای را جواز دزدیهای خود قرار داده‌اند. یک بار دیگر ما بسیجی‌ها دولت کثیف و بی‌ عدالت را سرنگون خواهیم کرد.

حباب

[لبخند]وبلاگ قشنگی داری هم ماهی من 9.9 ام اگه دوست داشتین لینکتون کنم[گل]